خرید بک لینک
كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدابگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود. مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تل

برچسب: نویسنده: سام کاشفی تاريخ: جمعه 5 بهمن 1397 ساعت: 11:58

صفحه بندی